بعد از یک خستگی خاص و منحصر بفرد، که شبیه حس یک سرباز در میدان نبرد بود، وقتی به چهره تو نگریستم حس غریبی نیز در من نشست. چهره ای صبور که پر است از تجربیات تلخ و شیرین زندگی. با همان خستگی و بیماری باز هم در پس آن نگاه های صادقانه اش امید دیدم. نگاه و حرف های پر امید تو به من انرژی میدهد. خستگی را از تنم میرهاند و دردهایم کمتر میشود. جریان زندگی در نگاه ها و حرف های عزیزانم، حالم را خوب میکند.
برچسب:
نویسنده: الینا اسدی