مثلا در منظومه شمسی وقتی میگوییم خورشید از همه بزرگتر است در مقایسه با زمین مشتری و دیگری سیارات این حرف رو میزنیم
وقتی میگوییم این مثلا گوشی از گوشی دیگر بزرگتر است مقیاسش متفاوت میشه و چیز دیگه ای به ذهن ما میاد.
خب
حالا خدا ....
تا حالا به این فکر کردید که این هستی چقدر بزرگه ؟
چقدر واقعا ؟
تا حالا به این فکر کردید که انتهای غرب و شرق این عالم کجاست؟
چیزی که دانشمندان تا امروز متوجه شدن به سختی درک میشه چه برسه به اون چیزی که واقعا هست.
فکر کردن در مورد هستی و بزرگی هستی خیلی کمک میکنه که ما به مسائل مهمتری فکر کنیم و پایه های اعتقادی و باورهامون رو تقویت کنیم و وقت بذاریم.
واقعا ما در این دنیایی بی کران چه اندازه هستیم؟
چه نقشی داریم؟
چه ارزشی داریم؟
خالق این دنیا چه اهدافی داشته که مارو آفریده؟
همه این سوالات علاوه بر اینکه به ما کمک میکنه واقعا از مسائل ساده و مشکلات کوچیک بگذریم و بیخود غصه چیزهای کم اهمیت رو نخوریم ، به ما آرامش خاصی میده که زندگی دنیا رو با همه سختی هاش بپذیریم و سازش کنیم و به فکر جایگاه های دیگه ای باشیم که خالق این هستی برای ما فراهم کرده.
در یک بستر صحیح زندگی کردن و یک آرامش نسبی برای خود و خانواده فراهم کردن میتونه کمک بزرگی کنه که کمی به این مسائل بیشتر فکر کنیم.
البته انسان های بزرگی هم هستن که با وجود سختی ها و مشکلات زیاد به این مسائل فکر میکنن و واقعا با جدیت هم دنبال میکنند.